دوران دانشگاه تو شهر رشت دور همی خوبی با دوستان داشتیم.بچه هایی خونگرم از خیلی جاهای ایران.این روزا خیلی دلم واسه بچه ها و اون دو رهمیا تنگ میشه.بهانه های زیادی ان که منو یاد اون روزا میندازه.سریال فرندز,یه اهنگ اصن وقتی ادم دلش حساس بشه دنبال کوچکترین بهانه میگرده تا یاداوری کنه و غرق بشه تو خاطراتش.نمونش امروز که از خواب بیدار شدم گفتم بذار یه اهنگ گوش بدم از قضا یه اهنگی بود که اکثر اوقات تو ماشین بچه ها گوش میدادیم.کلا اهنگا توانایی به خصوصی تو بیدار کردن خاطرات دارن.خلاصه امروز خود را با دلتنگی گذراندیم والسلام:)
غم که می اید در و دیوار شاعر میشود
در تو پنهانی ترین رفتار شاعر میشود
مینشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط کش و نقاله و پرگاز شاعر میشود
نجمه زارع
یه حس خوبی بهم دست میده وقتی این خاطرات از دیار ما هستش :))
قوی از تر از خاطرات تو دگرگون کردن حال ادما خود خاطراتن !! یه جوری پرتت میکنه تو یه دنیای دیگه که اصلا حالیت نمیشه …
عجب شعری گذاشتی آخرش !
دیار شما خاطرات تکرار نشدنی ای بع جا گذاشته برام:)
از اون خاطراتی که تلخ و شیرینیش قاطیه
اهوم:)
تلخیش ازینه که اون شیرینیا تکرار نمیشه
دقیقاً !
مهم نیست که آهنگش شاد باشه یا غمگین ، مهم نیس خواننده ش معروف باشه یا نه ، مهم اینه که حتی وقتی موزیک بی کلامشم میشنوی اون خاطرش رو واسط زنده کنه ، حتی میتونه مثلاً آهنگ تکون بده باشه دیگه !:)
واقعا فرقی نمیکنه
مهم اون جاییه که مارو میبره
بی اختیار یاد آهنگ پنجه های آواز کاوه یغمایی افتادم...
چقدر قدیمیه
کاوه یغمایی گوش نکردم تا حالا:)
خبرنگاری به دکتر شریعتی گفت :
استاد، سیگار نکشید طول زندگی آدم رو کوتاه می کنه ..
در جواب گفت: من به عرض زندگی فکر می کنم نه طول آن !!
هر وقت توی زندگی به یه در بزرگ رسیدی که روش یه قفل بزرگ بود نترس و نا امید نشو!!! چون اگه قرار بود باز نشه جاش یه دیوار میذاشتن
دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. ارد بزرگ
منم یادمه یه بار اونموقع ها که گوشیم کار میکرد، آهنگ گوش میدادم تو اتوبوس.یه آهنگ اومد و من حتی بوی اون لحظه رو هم تونستم حس کنم...آهنگ ها حتی بو ها رو هم ذخیره میکنن:)
اهنگا حافظه عجیبی دارن :)