خاله مادرم که یه خانوم سالخورده و مهربونه یه روز که رفته بودیم روستاشون به یاد برادرش(دایی مادرم) میگفت:"هر وقت میام اینجا دنبال پای داییتون میگردم به یاد قدیما".
این بی ریا ترین عاشقانه ای بود که شنیدم تا حالا.اخه خاله خانوم نه سواد داره که از جایی خونده باشه و نه اهل شبکه های اجتماعیه.یه حرف از عمق دلتنگیاش.
عشق لحظه کشف دارد نمی شود فراموشش کرد.حتی اگر ان عشق تمام شده باشد.از یاداوری لحظه کشفش مثل زخم تازه خون می اید.تا یادش می افتی انگار همان لحظه با کارد زده ای توی قلب خوت
تماما مخصوص-عباس معروفی
خوشایند ترین حس زندگی یه نفر میرسه به اون لحظه ای که میفهمی انقدی که تو بهش فکر میکردی اونم درگیرت بوده
پ ن:در حسرت خوشایند ترین حس زندگی
یه وقتایی تو یه برهه از زندگی با یه نفر مواجه میشی و ازون به بعد تا یه مدت بهش فک میکنی و با خودت میگی نه بابا این اونی نیس که من میخوام و ازین حرفا ولی میدونی داری به خودت دروغ میگی انقد به همین مساله فک میکنی تا یه روز میبینی دیگه نمیتونی بهش فک نکنی میشه قسمت اعظم فکرا و خیال پردازیات تا جایی که به خودت میای و میبینی کلی باهاش تو فکرت زندگی کردی و عاشقی کردی
خلاصه اینکه عشق یه چیز عجیب و غریب نیس که یهو مثه برق گرفتگی بیاد سراغت
یهو میاد
از دستش ندین یهو
ماه مهر تونستم یه کتاب خوب رو تموم کنم
تماما مخصوص
عباس معروفی نوشته و مثه سمفونی مردگان که خوندم ازش متن خیلی خوب و روانی داشت
ولی خب فک میکنم بهتر بود اسم این کتاب تماما مخصوص رو سمفونی مردگان میذاشت
بیشتر بهش میومد :)